خرداد 99
آراد عزیزم نمیدانم چگونه از شوق بزرگ شدن و قد کشیدنت در کنار خودم بنویسم. از اینکه با رشد کردنت و بزرگتر شدنت روز به روز مردتر میشوی و کم کم دارم به نگاه پر از عشقت تکیه میکنم . نیکانم عزیزتر از جانم تو نیز بیشتر از روز قبل شیرین تر و معصوم تر میشوی و با نگاه کردن به تو هر روز خدا رو بیشتر از روز قبل شکر میکنم که اینقدر مرا لایق دانسته تا فرزندانی چون شما داشته باشم . خدای مهربانم از تو ممنونم و سپاسگزار که به من آرامش داده ای و در این مسیر یاریم کرده ای . عاشقتم ای خدا بگم براتون که تعطیلات رو به همراه خانواده رفتیم ییلاق و اونجا کلی کیف کردیم و صد البته که بیشتر از همه به آراد جانما...






